خانه ام آنجاست
کمی آنسو تر ...
بر بلندای آخرین فریاد‚
هر صبحدم‚ خورشید
در زایمان نور.
........................
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:52  توسط نگاه سپيد
|
خانه ام آنجاست
کمی آنسو تر ...
بر بلندای آخرین فریاد‚
هر صبحدم‚ خورشید
در زایمان نور.
........................
آنیمایی دیگر
دربطن آنیموس !
" یگانه با من "
" نزدیک من "
کالبد ها مرا به بازی غریبی می خوانند !
رسم بازی را گم کرده ام
آنیموس را ...
خودم را شاید !
.........................
پ ن : اگه اجازه بدین نظرات این پست مال خودم .
چه بخواهی و چه نخواهی
" هست "
با حجمی اشباع
از تمامیت - حضور -
- مداوم و پر حرارت -
غرقه در
ضرباهنگ ناب- بودن -
...................
" نفسی بکش تا لمست کند . "
.................................................