تبليغاتX
لحظه ای مانند اکنون...

لحظه ای مانند اکنون...

 

 

با دستانی باز

 

 

بر مرز  آسمان و زمین راه می روم

 



حرکت افقی یا عمودیست نمیدانم     !!

 

 

اما مطمئنم 

 

 

به هر سمتی خم شوم

 

 

نگاه تو آنجاست 

 

    

و دستانت !

 

 

................................

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 22:3  توسط سپيده  | 

 

یه سلام گرم خدمت تمام دوستان عزیزی که تو این مدتی که نبودم و نیستم !!

بهم سر زدند  و ابراز لطف کردند....

و یه عذر خواهی هم واسه اینکه میدونم خیلی از دیدها رو بدون باز دید گذاشتم !!!

این روزا یه جورایی اوضاع ذهنی بهم ریخته و به نوعی معلقه !.....

راستش سپیده یکم کم آورده !........ و یه مدتیه سکوت پیشه کرده !!!..........

دست خودشم نیستا ......

هی می خواد حرف بزنه! ... بنویسه! ... فریاد بزنه! .....

اما نمیشه!.........

................................................

............................................................................

 قول میدم سعی کنم زود تر بیام ... بنویسم و بیشتر باشم .......

 

به یاد تونم 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 13:25  توسط سپيده  |