" صدا "
در دست انداز نگاهمان کیر کرده
……….
شب نزدیک است
.............
وای
اگر به " فریادش " نرسیم !
………………………........
" صدا "
در دست انداز نگاهمان کیر کرده
……….
شب نزدیک است
.............
وای
اگر به " فریادش " نرسیم !
………………………........
میدانم که بیداری !
وپلکهایت
منتظر بوسه صبحگاه برای
" آغاز شدن "
.........
اینبار
" شبنم " خواب مانده !
...................
حاضری رسالت را تو بر دوش گیری ؟
.....................................
ـ باد ـ
چه آسان
کلاه پست مدرنه
ـ مترسکه فیلسوف ـ
را برد !!
..................
گوش فرا دار!
های و قاره
کلاغهای
باغه ادعا و پوشال را می شنوی؟!
.....................................
...................
.
هرشب
چشم ستاره
به روی زمین
- دلبرانه -
چشمک می زند
..............
........................
فکر میکنی
امشب
قرعه به نام کیست ؟!
...............
در برابرآیینه آسمان
قلم در رنگ احساس می برم
خودم را می آرایم
..............
.........................
و اینبار هم
نگاهم در نگاهت گره می خورد
که تو نیز آنجایی و مشغول
..............
...........................
" و من همیشه میعاد هایمان را در آیینه آسمان دوست خواهم داشت . "
..................................................
....
هستم !
همین دورو بر
.............................
...........................................
نفسها را
به هوای
هوایی تازه
میکشیم !
......................
گاه
تو میکشی و
بخشش رنگ از من !
گاه
من میکشم و
تو رنگ میبخشی !
......................................
پ ن : این آهنگ رو از گروه (حرکت نو) شنیدم که اتفاقا این هفته هم یه کنسرت دارند....
شنیدنش حس خوبی بهم منتقل کرد...
گفتم باهاتون شریک شم..
http://www.esnips.com/doc/5919a1ec-277b-4fd4-8ce8-118f9925d0c3/joome_narenji
با دستانی باز
بر مرز آسمان و زمین راه می روم
حرکت افقی یا عمودیست نمیدانم !!
اما مطمئنم
به هر سمتی خم شوم
نگاه تو آنجاست
و دستانت !
................................
یه سلام گرم خدمت تمام دوستان عزیزی که تو این مدتی که نبودم و نیستم !!
بهم سر زدند و ابراز لطف کردند....
و یه عذر خواهی هم واسه اینکه میدونم خیلی از دیدها رو بدون باز دید گذاشتم !!!
این روزا یه جورایی اوضاع ذهنی بهم ریخته و به نوعی معلقه !.....
راستش سپیده یکم کم آورده !........ و یه مدتیه سکوت پیشه کرده !!!..........
دست خودشم نیستا ......
هی می خواد حرف بزنه! ... بنویسه! ... فریاد بزنه! .....
اما نمیشه!.........
................................................
............................................................................
قول میدم سعی کنم زود تر بیام ... بنویسم و بیشتر باشم .......
به یاد تونم ![]()
دنیا !
بیدار شو
................
آن سوی پنجره
خورشید منتظر است
برای گرم شدن
نگاه تو را می خواهد
....................
یادت که نرفته ؟
امروز
تولد فرزند آرزوست
باید برایش
هدیه ای
دست و پا کنیم!
...............................